محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

5

تحفه خانى ( فارسى )

بر واقف صناعت طبابت مخفى نماند كه هرگاه كه اركان يعنى عناصر اربعه بحسب اجزاء متصفر شوند و تماس با يكديگر كنند و تفاعل ميان ايشان واقع شود به اين معنى كه حار كيفيت بارد بشكند و بار و كيفيت حار بشكند و على هذا القياس رطب به صورت يابس و يابس به صورت رطب ازين تفاعل و تكاثر كيفيات كيفيتى در مركب حاصل شود ثانوى كه نبوده باشد اين را مزاج مىنامند و درين مقام ميان طبيب و حكيم مخالفت است . زيرا كه طبيب بتوسط ساريه « 1 » را كه از تفاعل حاصل‌شده مزاج مىنامند و حكيم مىگويد كه در تفاعل كيفيت اولى از عناصر دور مىشود و كيفيت مشابهت مزّين مركب را طارى مىشود و مزاج اينست ، و مزاج باعتبار تجويز عقل منقسم مىشود به اين طريق كه خالى ازين نيست كه بر حاق وسط است بين الكيفيات الاربعة المتضاده كه در اركانست يا نه چنين است قسم اول را مزاج معتدل بالفرض مىنامند زيرا كه معتدل حقيقى از مزاج محال است زيرا كه ممتزج بمزاج حقيقى وقتى متصور باشد كه عناصر در مركب بحسب كم و كيف على السويه باشد هرگاه كه اجزاء بحسب كم و كيف على السويه باشد هريك ميل بامكنه خود خواهد نمود پس مركب حاصل نه‌شود پس مزاج معتدل حقيقى موجود نه‌شود الّا معتدل بالفرض و يا معتدل از عدلى در قسمت و ثانى خالى ازين نيست كه گرم‌تر از اعتدال بالفرض يا سرد تر ازوست و يا ارطب از و يا خشك‌تر ازو و باعتبار تركيب يا گرم‌تر و خشك‌تر ازو و يا گرم‌تر و رطب‌تر ازو و يا سردتر و خشك‌تر ازو

--> ( 1 ) ن - سايره 12